دانشجویان عزیز

همانگونه که مستحضرید یا مستحضر نیستید یا هم اکنون به مرز استحضار رسیده اید یا ...

خبر تلخ اینکه مسئول واحد تغییر یافتند.

این خبر برای همچو مایی آن قدر گران و تلخ هست که به بیان هرچه کوتاهترش اکتفا کنیم.

انشاالله همین روزها مسئول اموزش هم برای همیشه از واحد سولقان رخت برمیبندند و شما می مانید و یک دانشگاه آباد و مدارک گرانقدرتان و خاطرات خوشی که با خوبی ها و گذشتها و بزرگی هایتان در اذهان ما برجای نهادید.

بحث جدایی خانم بیدکی عزیزتر از جان آن قدر غیرمترقبه بود که ما فقط می توانیم اشک بریزیم بر این شدت اندوه و شدت .... و شدت ....

خواستیم در واپسین روزهایی که در سنگر آموزش درخدمتتان هستیم از شما عزیزان دعوت کنیم روز یکشنبه ساعت ۹:۳۰ در ساختمان آموزشی دانشگاه حاضر شوید هم برای تجلیل از مقام شامخ استادی خانم بیدکی عزیزمان هم برای قدردانی از زحمات طاقت فرسای ۵ ساله ای که شاید ورودی های ۸۶ فقط کامل به عمق طاقت فرساییش پی برند و همان زحماتی که هرگز قدر شناخته نشد و هرگز قدر شناخته نشد و هرگز ........

حضور پرشورتان در این جمع سبب پایداری پیوند قلبهای باایمانی ست که با اخلاص و ایمان در راه پی ریزی و تشکیل یک دانشگاه از هیچ و برای به دست اوردن هر ذره اش تلاشهای طاقت فرسا و بدون حمایت و ...

چقدرتلخ است بازگو کردن اینها....

خداراشاکریم که ما را توفیق خدمت در این ایام حاصل شد. سهم من که خیلی کم بود و سهم خانم بیدکی عزیز ، همه ....

ومگراخلاص جز این است که انسان در خفا برای رضای خدا و بی هیچ کمکی و بی هیچ چشمداشتی در برابر همه ناملایمات بایستد و این انگیزه را و اخلاص را به کارمندان و دانشجویان هم بیاموزد و ...

خوش به حال آنهایی که یاد گرفته اند با این شرایط کنار بیایند . خوش به حال آنهایی که دنیا را با تلخی هایش دوست دارند . .. خوش به سعادت آنهایی که مظلومند ... و این مظلومیت و اوج آن با چه ایامی مقارن شد...

یکشنبه تجدید میثاق ما با خانم بیدکی عزیز است که ما ثابت کنیم سوای همه مسئولیتها و کارها و کاستی ها ایشان را به خاطر ایمان قوی و حسن خلق و آموزه های معنوی جاودان و انسان سازشان دوست داریم.

خانم بیدکی استاد شما و استاد ما و باشناختی که من از ایشان دارم استاد تمام انسانهایی هستند که با ایشان فرصت آشنایی داشته اند.

از بحث تکراری استعفای مسئول آموزش هم بگوییم که ما با سختی بسیار و همان طور که خودتان می دیدید خیلی تنها خیلی تنها خیلی خیلی خیلی تنها کارها را می کردیم و دیگر تمام که شدیم خواستیم برويم خواستندبمانيم مانديم و خدا می داند بودن در کنار این معلم عزیز بقدری پربرکت بود که ما حاضر می شدیم سختی ها را به جان بخریم و بیاموزیم خالصانه در راه اعتلای این واحد بکوشیم و بدانیم در زندگی ارزش برخی چیزها بسی بیشتر است از ارزش خیلی چیزها ....

وخدا را شاکریم که توفیق خدمت دست داد و خدا را شاکریم که دیگر ما را یارای ماندن در این واحد نیست و به اذن پروردگار ماموریت ما هم همچون ماموریت خانم بیدکی عزیزمان تمام می شود و شما هم انشاالله از وجود مسئول اموزشی بس بهتر و بس بهتر بهره مند خواهید شد.

روز یکشنبه ۹:۳۰ .......

باورتان می شود اصلا یک چیز دیگر می خواستیم بنویسیم این شد ؟!

پس دیگر ما را دیدید نپرسید از علت ناراحتی مان ..... این همه کم است ؟!

راستی ما را از دعای خیرتان محروم نکنید. ما اذیت کردیم شما که خیلی بزرگتر از این حرفها بودید که برنجید ......

خانم بیدکی روزهای یکشنبه و سه شنبه کلاس دارند حتما در ساختمان آموزشی حاضر شوید تا از زحمات چندساله ایشان تجلیل کنید.

و مگر نه آنست که وقتی به باغی قدم می نهید آنکه نهال باغ را کاشته شایسته تجلیل است ...

خانم بیدکی عزیز  تمام خوبیهایتان  را متواضعانه ارج می نهیم ...